به گزارش همشهری آنلاین، روزنامه اعتماد گفتگویی را با ماشالا شمس الواعظین ،مشاور مرکز مطالعات راهبردی خاورمیانه داشته که در ادامه بخشهای مهم این گفتوگو را میخوانید:
آنچه در حال رخ دادن است، ولو اینکه ممکن است تغییرات جغرافیایی ظاهری و مرزی به وجود نیاید، اما از نظر ژئوپلیتیک، شاهد تغییری عمیق و ماندگار در منطقه هستیم؛ تغییری که با «ایرانِ قدرتمندتر» معنا پیدا میکند. به عبارت روشنتر، نقشه سیاسی منطقه با همان خطوط جغرافیایی باقی میماند، اما وزن و جایگاه بازیگران به کلی عوض میشود. در این چارچوب، من پیشنهاد کردهام که ایران «تنگه هرمز» را ملی اعلام کند.
این پیشنهاد صرفا یک شعار یا مطالبه حداکثری نیست؛ بلکه بخشی از یک فهم تازه از موقعیت جغرافیایی و راهبردی ایران است. ایران تازه دارد به اهمیت عنصر جغرافیا در قدرت ملی خود پی میبرد و تلاش میکند از این ظرفیت استفاده کند. این «درک تازه» بسیار مهم است و میتواند بهتنهایی سطح قدرت ایران را متحول کند.
در ماجرای ملی شدن صنعت نفت ایران، ما شاهد بودیم که چگونه یک تصمیم ملی توانست ساختار قدرت اقتصادی و سیاسی را تغییر دهد. در مورد کانال سوئز نیز، اقدام عبدالناصر برای ملی کردن این آبراهه، به رغم فشارها و حملات خارجی، نهایتا به اخراج انگلستان از خاورمیانه و شمال آفریقا انجامید و جایگاه مصر را ارتقا داد. ایده ملی شدن تنگه هرمز نیز در همین چارچوب قابل فهم است؛ یعنی تبدیل یک مزیت جغرافیایی به اهرم ملی قدرت. اما باید توجه داشت که اینبار، موضوع فقط یک کشور یا یک منطقه نیست؛ تنگه هرمز، شریان اصلی اقتصاد جهان است و هر تصمیمی درباره آن، ابعاد جهانی خواهد داشت.
چگونه است که بسیاری از آبراههای جهان - چه طبیعی و چه مصنوعی - یا ملی شدهاند یا تحت حاکمیت روشن یک کشور اداره میشوند و از آنها عوارض دریافت میشود؛ اما وقتی نوبت به ایران و تنگه هرمز میرسد، ناگهان برخی فریاد وااسفا سر میدهند که «آیین آبراهه بینالمللی»، «طبیعی بودن» و… مانع است؟ ضمن اینکه اگر از «خط القعر» خلیج فارس محاسبه کنیم، محل اصلی عبور کشتیها از تنگه هرمز کاملا در محدوده سرزمینی ایران قرار دارد.
اگر ایران بتواند این «گلوگاه» را محکم در دست بگیرد و مدیریت خود را بر آن اعمال کند، در واقع «عصب اقتصاد جهان» را در اختیار خواهد داشت. تصور کنید کشوری مانند کانادا، یا یک کشور اروپایی، یا هر کشور دیگری در جهان تصمیم بگیرد به تحریمهای غیرقانونی امریکا علیه ایران بپیوندد؛ در چنین شرایطی ایران میتواند مقابله به مثل کرده و عبور و مرور کشتیها و نقل و انتقالات مربوط به آن کشور را از طریق تنگه هرمز محدود یا تحریم کند. به این معنا، ایران با تنگه هرمز خود را به «سلاحی» مجهز میکند که دیگر شاید نیازی به سلاح هستهای احساس نشود.
اگر این قدرت نظامی و این دست بالای ژئوپلیتیک با یک توافق هوشمندانه درباره تنگه هرمز همراه شود، ایران در موقعیتی قرار میگیرد که میتواند بر قیمت انرژی جهان تأثیر بگذارد، جریانهای اقتصادی را تغییر دهد و بهطور کلی، نقش یک بازیگر جهانی را ایفا کند.
حال پرسش این است: آیا این سناریو میتواند درباره تنگه هرمز نیز تکرار شود؟ آیا ممکن است ایالات متحده از خلیج فارس بیرون برود و امنیت منطقه به دست خود کشورهای منطقه تأمین شود؟ اگر چنین اتفاقی بیفتد، شاهد اخراج تدریجی امریکا از حوزه خلیج فارس و شاید دریای عمان و شرق اقیانوس هند خواهیم بود. در این صورت، ایران به قدرتی بسیار مهم تبدیل میشود که عصب اقتصاد جهان را در دست دارد و به بازیگری جهانی بدل خواهد شد.
اجازه بدهید صریح بگویم: اگر ایران بتواند مدیریت تنگه هرمز را تثبیت کند و نقش خود را در نظم امنیتی منطقه به رسمیت برساند، دیگر هیچکس نخواهد توانست ایران را بهصورت یکجانبه یا حتی چندجانبه، به شکل گذشته، تحریم کند. ایران در چنین وضعیتی قادر خواهد بود قیمت انرژی جهان را متأثر کند، مسیرهای انتقال را تحت تأثیر قرار دهد و واکنش متقابل نشان دهد. این یعنی ابزار تحریم، کارایی گذشته خود را از دست میدهد و توازن جدیدی در روابط ایران و جهان شکل میگیرد. از این رهگذر، ایران نه فقط یک قدرت منطقهای، بلکه یک «بازیگر جهانی» خواهد شد که بدون مشارکت و رضایت او، تصمیمات مهم در حوزه انرژی و امنیت دریایی بهسختی ممکن است. این چشمانداز البته مشروط به آن است که ایران در کنار قدرت نظامی و جغرافیایی، دیپلماسی هوشمندانه و حکمرانی داخلی کارآمدی هم داشته باشد.
نظر شما